تبليغاتX

تو را من چشم در راهم ... تو را من چشم در راهم شباهنگام ...درآن نوبت كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم . تو را من چشم در راهم

زن در قاموس محمد ( ص)

 

 ( كليات -  ازدواجهاي ديگر ) 

 

قسمت دوم 

 

عباس عاشوري نژاد

 

 

همان طور كه خوانندگان عزيز اين سلسله مقالات عنايت كرده اند ، مطالبي كه در شماره قبل به چاپ رسيد از دو بخش تشكيل شده بود . بخش اول با شمايل جامعه (( شناختي تاريخي )) به نسبت زن و مرد پرداخته شد و در بخش دوم با شمايل ((ماده تاريخ ))ازدواج رسول بزرگ اسلام (ص) با اولين همسرش ، بيان گرديد .احتمال دارد برخي از خوانندگان از مطالعه بخش دوم قسمت اول به دليل تكراري بودن، كمي ملول شده باشند ، اگر چنين هم باشد شايد به اين تعبير حق داشته باشند كه :

" فسانه گشت و كهن شد حديث اسكندر سخن نو ار كه نو را حلاوتي است دگر "

فلسفه آن تكرار و اين تكرار ازدواجهاي ديگ رسول خدا ( ص) چيست ؟ واقعيت اين است كه هيچ كس نمي تواند در حوزه اي از حوزه هاي علوم انساني اعم از تاريخ ، فلسفه ، جغرافيا ، جامعه شناسي ، روانشناسي ، سياست ، حقوق ، هنر و... به درستي نظر يه پردازي كند مگر اينكه چارچوبها  واصول متوديك تحليل را رعايت كند . هر تحليلي ، نيازمند موادي است كه اين مواد در زمانها و مكانهاي معين شكل گرفته و اصل آن ثابت است و اگر تفاسير و روايات مختلف از مادهاي ارايه مي شود همه مربوط به نحوه قبض و بسط معرفت انسان در گذر زمان است . پس هيچ انديشمندي حق ندارد در نگرش تاريخي واقعيت واقعه اي را كه رخ داده است به ميل خود تغيير دهد ( البته در نگرشهاي اسطوره شناسي ، ادبيات  هنر و برخي رشته هاي ديگر در شرايط و فضاي غير علمي چنين كاري ايرادي ندارد ) (( ميشل فوكو ))  معتقد است كار رو شنفكر اين نيست كه اراده ديگران را شكل دهد ، كار روشنفكر اين است كه از رهگذر تحليلهايي كه در عرصه هاي خاص خود انجام مي دهد ،  امور بديهي و مسلم را از تو مورد پرسش و مطالعه قرار دهد ، عادتها و شيوه هاي عمل و انديشيدن را متزلزل كند ، آشنايي هاي پذيرفته شده را بزدايد ، قاعده ها و نهادها  را از نو ارزيابي كند ، و بر مبناي همين دوباره مسئله كردن ( كه در آن روشنفكرحرفه خاص روشنفكري اش را را ايفاء مي كند ) در شكل گيري اراده اي كه در  آن مي بايست نقش شهروندي اش را ايفاء كند، شركت كند (1)  

 اين فراز پر معني شايد به نوعي مويد همان اعتقاد ساختار گرايان باشد كه معتقد ند كه هر واقعه اي – ساختار – در عالم هستي از دو بسسخش (( رو ساخت )) و (( ژرف ساخت )) تشكيل شده است و در واقع علت وجودي هر روساختي به اعتبار ژرف ساختها عمدتا نا پيدا يند و وظيفه نظريه پرداز متفكر ، باز خواني زواياي مختلف رو ساختها به همان شكلي كه اتفاق افتاده 0 هر چند تكراري – است تا بتواند به حقيقت واقعه كه همان ژرف ساخت است راه پيدا كند . پس به ناچار در اي شماره نيز به ماده تاريخ و يا روساختهاي ازدواجهاي ديگر آخرين پيام آور پيامبران خواهيم پرداخت تا در شماره هاي ديگر راهي به سوي فلسفه تاريخ يا ژرف ساخت نگرش ها و رفتارهاي اين ابر مرد تاريخ بشري نسبت به زنان پيدا كنيم .

در تعداد زنان پيغمبر (ص ) اختلاف است برخي آنرا 11 تن دانسته اند ؛ 

 

متن کامل در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس عاشوری نژاد در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 5:26 بعد از ظهر | لينک ثابت |

زن در قاموس محمد (ص)

 

 (کلیات - فلسفه ازدواج با خدیجه )

 

قسمت اول

  

عباس عاشوري نژاد

 

 

 

امروزه اعتبار هر كشوري در عرصه معادلات بين المللي در گروتامين (( منافع ملي )) آن كشور است و تامين منافع ملي در گرو استفاده بهينه از جميع سرمايه ها مي باشد و استفاده بهينه از سرمايه هاي اقتصادي . تاريخي .جغرافياي و... در گرو استفاده بهينه از سرمايه هاي انساني است و در اينجا منظور از سرمايه هاي سرمايه هاي جسماني نيست بلكه دقيقا سرمايه ها ي عقلاني است  پس تا زماني كه شرايط  و لوازمي نباشد تا در آن شرايط ((‍ عقلانيت انسانها )) – اعم از زن و مرد – توسعه يابد سخن از تحصيل (( منافع ملي )) سخني سخيف و بيهوده است . جايگاه و راههاي توسعه عقلانيت در هر كشور در چارچوب فرهنگ آن كشور معنا مي يابد و فرهنگ موجود هر كشوري محصول باورهاي ديرين (( ملي )) – (( مذهبي )) و همچنين تعاملات جديد منطقهاي و بين المللي است .اين مقاله سر آن ندارد كه منافع ملي ايران را از زاويه تعاملات جديد و باورهاي ديني – ملي مورد ارزيابي قرار دهد بلكه مي كوشد تا با نگاهي كلان به بخشي از باورهاي ديرين مذهبي به آسيب شناسي (( ناكارآمدي بخش عظيمي از سرمايه هاي انساني جامعه ما يعني زنان )) بپردازد . (( اليوت )) شاعر بزرگ آمريكايي در تعريف شهر بزرگ مي گويد : (( شهر بزرگ شهري است كه مردان و زنان بزرگ دارد .)) همچنان كه به زبان شعر ملاحظه مي شود بزرگي شهر وبه زبان علم (( تامين منافع ملي  )) هر كشور مشروط به بزرگي مردان و زنان آن كشور است ودر واقع از منظر جامعه شناختي اساسا  جوامعي با مردان بزرگ و زنان كوچك و يا زنان بزرگ و مردان  كوچك  واقعيت خارجي ندارد . به عبارتي ديگر اگر به طور تقريبي نيمي از افراد جامعه . زنان و نيمي ديگر مردان باشند در اين صورت با توجه به ارتباطات ناگزير زنان ومردان (چه در قالب خانواده  ويا نهادهاي جمعي ) تاثير پذيري آنها از يكديگر حتمي است . پس در جامع اي كه مكانيزم توسعه انديشه جنسيت هاي زنان و مردان به طور متناسب وجود نداشته باشد اين جامعه نخواهد توانست حتي پله هاي ابتدايي توسعه را بپيمايد . از اين رهگذر متاسفانه نگرش جمعي –به طور نسبي – نسبت به سرمايه هاي فكري زنان ، نگرشي بيمار گونه ، غير منطقي و در نهايت منفي است . تاسف مضاعف از اين است كه اين نوع نگرش به دليل ظرافت و پيچيدگي هاي روانشنا ختي تاريخي ، آن چنان در زواياي نا خودآگاه انديشه ما ريشه دوانيده  است كه (( ضعيفه )) بودن زن در تمام شئون ( سياسي – اجتماعي – اقتصادي – ديني و فرهنگي ) ، حتا از نظر بخش وسيعي از جامعه زنان (( مقبوليت )) يافته است ! و به همين  لحاظ ، تغيير اين نوع نگرش – نه حتا رفتار – در كوتا ه  مدت و ميان مدت امري بعيد و شايد غير ممكن است ولي تعديل آن  در صورت بسيج اراده ملي در سطوح مختلف اجتماع  امكان پذير است هر گونه گفتار ، نوشتار و رفتاري در اين راستا ، در صورتي امكان موفقيت مي يابد كه بر اساس روح حاكم بر جوامع شرقي ، روحي مذهبي مي باشد ، باز خواني و بازنگري منطقي انديشه ها  و رفتارهاي بزرگان  دين و در راس همه آنها انديشه ها و رفتارهاي پيامبر عزيز اسلام (ص) نسبت به مساله زنان ، مي تواند به تعديل نگرش ها كمك كند .

 

  متن کامل در ادامه ی مطلب 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عباس عاشوری نژاد در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 9:45 بعد از ظهر | لينک ثابت |
 
business article
join chat