تبليغاتX

تو را من چشم در راهم ... تو را من چشم در راهم شباهنگام ...درآن نوبت كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم . تو را من چشم در راهم

 

اسطوره بازگشت

 

 

زير اين سپيدار بلند

 

که سر به انتهاي شعور آسمان مي سايد

 

مرد

 

تنها نشسته است و

 

تمام صورتکهاي ناسوتي را

 

به رنجبارتر گونه اي تُف مي کند.

 

بر بلندترین شاخه اين سپيدار بلند

 

در انتهاي شعور آسمان

 

چکاوکي

 

اسطوره بازگشت جاودانه* را

 

مي سرايد.

 

------------------------

 

* به ياد کتاب اسطوره بازگشت جاودانه اثر ميرچا الياده ترجمه بهمن سرکاراتي

نوشته شده توسط عباس عاشوری نژاد در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 8:30 بعد از ظهر | لينک ثابت |
 
business article
join chat